ابهام

خانه بردوش ترین عاشق آبادی را
به گناهی که چرا عاشق بود
رانده اند تا روَد از مزرعه ی باور خود...
این پر از فاصله را دریابید!
آنکه سلول نگاهش به فراسوتر،عقیم از شادیست
...تا کجا می باید
مثل یک کودک بازیگوشی
بدود از پی ِ یک سایه که
انباشته از ابهام است.........

/ 2 نظر / 10 بازدید
www.rolan.blogfa.com/

کاش آيينه شوم تا که به روي ام نگري: يا که خاک ِ گذرت ، تا که به روي ام گذري. تا به ديروز، تو بودي پري و من پر ِ تو: حاليا قصّه ي ما قصّه ي ديو است و پري. تو شدي باد و گذشتي به سبکْ ساري و من لاله ام، داغ به دل، مانده به خونين جگري .... الهيييييييييييي : شاد و سرافراز باشيييييييييييييي بي صبرانه منتظرتونمممممممممممممم[گل]

www.rolan.blogfa.com/

کاش آيينه شوم تا که به روي ام نگري: يا که خاک ِ گذرت ، تا که به روي ام گذري. تا به ديروز، تو بودي پري و من پر ِ تو: حاليا قصّه ي ما قصّه ي ديو است و پري. تو شدي باد و گذشتي به سبکْ ساري و من لاله ام، داغ به دل، مانده به خونين جگري .... الهيييييييييييي : شاد و سرافراز باشيييييييييييييي بي صبرانه منتظرتونمممممممممممممم[گل]